جزیره
من این را میدانم که شما نزدم بوده اید.
عیبی ندارد شما دختر بسیار مهربانی هستید.
من این را از روی دشمنی نمیگویم بلکه به اصطلاح با کمال محبت و به شوخی میگویم.
به گمانم بعید است شما بتوانید طاقت بیاورید.
نه ، من طاقت نمیاورم.
مطمئنم شما هم طاقت نمیاورید ، اینها همه حرف است در عمل قطعا سکندری میخوردید.
دختر احساساتی هستید اما نه به حد افراط ، به طوری که همیشه حدی از نجابت و قانون و عقاید برایتان وجود دارد که هیچ شرط و موقعیتی نمیتواند شما را وادار کند تا از ان ، قدم فراتر نهید.
رضایت درونی فوق العاده ای دارم.
به خدای شما ، شوخی نمیکنم ، جدی صحبت میکنم .
حس یک صیاد را دارم.
خواهش میکنم زود قضاوت نکنید ، منظورم یک صیاد مهربان بود.
برای چه به این جزیره متروک امدم؟
اینجا واقعا شبیه یک جزیره متروکه ،
هیچ جنبنده ای در این مکان (وبلاگم) نیست .
من سرانجام روشن میبینم که شخصی را که منتظرش هستم را ، میابم.
منتظر چه کسی هستم؟
دختری که وبلاگی در بلاگفا دارد ، نام او در محیط اینترنت ، فقط 4 حرف دارد ، و حرف اخر اسم او هم ، الف است.
من منتظرتم _ _ _ ا
